تبلیغات
❤❤ بوسه روی ماه❤❤ - یه شیطونی دیگه...طبق معمول
تاریخ : پنجشنبه 4 آبان 1391 | 05:10 ب.ظ | نویسنده : ayda

شیلاااااااااااااااااااااااااااااام به همه ی دوکس جونیای وبلاگ
 چطورین؟!خوبین ایشالا؟!چه خبرا؟!
 اولش بابت دیر آپ کردن از همتون معذرت میخوام....راستش اصلا حال و حوصله آپ کردن نداشتم از 1 طرفی هم درسام زیاده فرصت آپ کردن ندارم
بعدشم از همه ی دوستایی که تو این مدت با کامنتاشون منو خوشحال کردن متشکرم بازم منتظر نظرات خوبتونم


بازم با یه شیطونی دیگه معلممونو دغ دادیم
4
شنبه ساعت آخر کلاس زبان فارسی داشتیم.....قرار بود ازمون امتحان بگیره...10 مین اول زنگو فرصت داد تا 1 مروری بکنیم بعد امتحان بگیره....بعده 10 مین گفت ورق در بیارین سوال میگم بنویسین.....مام خواستیم لفطش بدیم تا کمی ساعت بگذره و آخر زنگ امتحان بگیره.....شروع کردیم به پرسیدن سوالای چرت
یکی میگفت خانم 1 ورق کافیه؟بعدش نفر جلویی اون بازم همون سوالو میکرد....نفر بعد اونم بازم همون سوالو میکرد همینطوری ادامه دادیم و کلی خندیدیم
معلم بیچاره هم به تک تکمونم جواب میداد(خیلی باحال بود
)
سوالامون همینطوری ادامه داشت تا رسیدیم به 1 سوال دیگه خانم با خودکار آبی و قرمز بنویسیم...نه خانوم میشه با سبز و نارنجی بنویسم...یکی از دوستام
با لکنت گفت خانوم میشه با قرمزو آببی نه خانوم 1 لحظه خودکارامو نگا کنم!!آهان میشه با زردو قهوه ای بنویسیم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!

معلم بیچاره هاج و واج مونده بود
تو این فاصله هم بقیه دوستامون از فرصت استفاده کردنو درسو بیشتر مرور کردن
...البته رو میزای صندلیاشون مرور میکردن یا هم رو دیواره کلاس
هنوز از امتحان خبری نبود....بازم یکی از دوستام پرسید خانوم سوالارو از بالا به پایین بنویسیم یا از پایین به بالا(خخخخخخخخخخخخخخخ)معلممونم کوتاهی نکردو با کمال افتخار گفت نه از چپ به راست بنویسین
ما که به خاطر کارای خودمون از خنده ضعف کرده بودیم شمارو دیگه نمیدونم
امتحانمونو با شوخیو خنده دادیم تموم شد....راستی سر ورقه امتحانیمون هم اینجوری نوشتیم:

محاولة الفارسی in school و در کلاس(به خاطر همین موضوع معلم 1نمره از هممون کم کرد
)
خلااااااااااااااااااصه...آخرای زنگ بود و معلم تدریس میکرد...از اون طرف هم bf دوستم اومده بود جلو مدرسه تا همو ببینن ((اونم از پنجره کلاسمون))
پسره که رسید دوستم پاشد از پنجره بیرونو نگاه کرد ولی پسره رو ندید
بعد به نوبت ماهم به بهانه های مختلفی پامیشدیم تا ببین با چه عجوزه ای دوست شده
یکی به بهانه درست کردن مانتو پا شد یکی به بهانه برداشتن وسایلش از کیفش...این وسطم دبیرمون همه چیرو میدید هی بیرونو نگاه میکرد مارو نگاه میکرد

ماهم که نمیتونستیم جلو خنده مونو به خاطر این کارامون بگیریم آروم آروم ولی با حرکات موزون میخندیدم
دفه آخر دوستم به بهانه گرم بودن کلاس پاشد دریچه ی پنجره رو باز کنه(بالاخره همو دیدن)خیلی ضایع بود معلممون هم فهمید(1 چشم غره ای رفت ولی توبه گرگ مرگ است)
بعده اون دوستم اشاره کرد تا پاشم و عجوزه ی نازشو ببینم وقتی که منم پاشدم معلم یهو گفت:بشین دیگه رفت....بسه بشین رفت

من

معلم

دوستام

رفت

پ.ن:راستی پست بعدی من بستگی به نظرای شما داره.تو نظراتون از شیطونیای خودتون تو مدرسه بنویسین

میخوام بزارم وب همه ببینن

یادتون نره به هیچ وجه.........
منتظر نظرات مهربونتون هستم

باباااااااااااااااااااااااااااای


سماق



ساخت فلش مدیا پلیر