تاریخ : جمعه 12 آبان 1391 | 01:53 ب.ظ | نویسنده : ayda

سلااام به همه ی عزیزای دل
 خوبین؟!پستی که بهتون قول داده بودم آپ کردم
 درسته کمی دیر شد ولی خوب دیگه نظرات باعث دیر کردنم شد
 نهایت تشکرو دارم از اونایی که تو این پست منو همراهی کردن و خاطرات شیرینشونو اجازه دادن که بزارم وبم
ممنون از همتون
خب دیگه زیاد حرف نمیزنم خودتون بخونید و ببینید و نظر بدید
:

miss a:

یاد وقتی افتادم ک مدرسه میرفتم..یکی از شیطونیام با دوستم این بود ک چند بار گوشی بردیم و سواشکی و البته با ترس و لرز تو کلاس برا هم آهنگ و...بلوتوث کردیمیکی دیگه از شیطونیامونم آدامس جویدن سر کلاس بود یادش به خیر چ حالی میداد


reza:

ایول خوشم میاداز تعریفات ...ادامه بدشون
اینم یکی از ماجراهای من:
آخرین روز سال دوم هنرستان بخاطر فرارهای پی در پی بنده و همکلاسیا توی طول سال مدیر و معاون مجبور شدن واسه روی حفاظ ها و در ورودی رو نیزه بذارن!!!!
سال سوم وقتی درها رو با نیزه دیدیم کف کردیم
بروز طبق معمول یکی از معلمها منو انداخت از کلاس بیرون ، کنار مدرسمون هم یه پارک خیلی خوب بود
از در خروجی خیلی ریلکس اومدم بیرون و ده دقیقه مونده به زنگ تفریح خواستم برگردم باز مدرسه که دیدم معاونمون دم در داره کیشیک میده
مجبور شدم از نرده ها برم بالا تا مدیرمون نبینه منو

از نرده که رفتم بالا وقتی خواستم بپرم پایین پاچه ی شلوارم به نیزه ها گیر کرد
حالا من یه پاهام بالای نرده بود و دستهام روی زمین
سی ثانیه ای توی همین وضعیت بودم که از دور دیدم معاونمون داره میاد سمتم
منم هول کردم و همینجوری زور میزدم که پاچه شلوارم رها بشه
یه یهو یه صدایی گفت :
خررررررررررتتتتتتتتت.... و با کله اومدم کف زمین و سریع فرار کردم پشت درختای مدرسمون
پاچه ی شلوار پای راستم دقیقا شش سانت کوتاه شد و یه تیکش بالای نرده و یه تیکش آویزون به شلوارم بود
الان یادم نمیاد اونروز با اون وضع شلوارم چجوری رفتم خونه اما دو درس خوب گرفتم

اینکه آدم یا نباید فرار کنه یا اگه فرا میکنه نباید هول بشه
و اینکه فرار از روی نرده و نیزه اگرچه سخته اما ممکنه!!!


monire:

ااااا؟؟؟؟
پ شما هم مث ماااااااااایین!
فک کردم فقط خودمونیم که موقع امتحانو پرسش وقتو تلف میکنیم!!!
اونموقع که راهنمایی بودم خیلی بلبل زبون بودم..البته الانم هستم..
بعد سر زنگ حرفه بود معلممون اسم چندتا از بچه ها رو صدا زد که برن ازشون بپرسه..!
من نبودم بینشون....حالا دوستمم کم خونده بودو استرسم داش!!!
بعد من هیییییییییی سوال میپرسیدم..هی چرت و پرت میبافتم!!..هی اظهار نظر میکردمو تز میدادم!!!!!!!
حالا معلمه هم از اون پر حفا بود که وختی یه سوال ازش بپرسی دیگه تا دو روز جواب میده برات تا کامل بفهمی موضوعو!!!
بد دیگه دیدم سوالام ته کشیده دیگه خفه شدم
حالا ول کنم نبودماااااااااااااا..
معلمه ک داش میپرسید و دوستم بلد نبود من هی بهش میرسوندم!
یه روزم معلمه به من گف بیا از بچه ها بپرس..حالا من رفتم پرسیدم هیشکدوم بلد نبودنااااااا اما به لطف من همشون 20 گرفتن!!!!!!


bahar:

چه کلاسه پایه ای دارین!!دمتون گرم.مام از این کارا زیاد میکردیم.یادمه یه سری سر یکی از کلاسا دبیرمون به یکی از بچه ها ک ردیف اول نشسته بود گفت چرا انقد ب خودت عطر زدی برو ردیف آخر بشین من به بوی عطر حساسیت دارم.در صورتی ک بیچاره زیادم نزده بودااا.آقا ما همینو گرفتیمو جلسه بعد هر کی هر چقد تونسته بود با خودش عطر و اسپری آورده بود تا نیم ساعت قبل کلاس اینارو تو کلاس خالی کردیم:)))اومد سر کلاااااااس:)))یهو رنگش قرمز شد شرو کرد به سرفه کردن ولی به رو خودش نمی آورد بعد از 20 مین رفت بیرون با مدیر اومد:))بقیشم معلومه دیگه خانوم تا 2جلسه قهر کرده بود سر کلاس نمیومد.سادیسم داریما والاا:))))


dadashi;

مام دو روزه کل کلاس همه هماهنگ میکنیم میگیم ثانیه امد رو 30 همه سر ها رو میذاریم رو میز!معلم هم شکه میشه نمیدونه چی بگه ما هم کلی میخندیم!هه هه!زنگ تفرحم میریم گروهی گیر میدیم و میکوبیم و میرقصیم!
این پست یه نمه بی ادبی کردی!زشته،عیبه(دختره__________)زشته،چاپلوس بنویس با ادبانه است!هه هه!
راستی از بس تو کلاس زدیم و رقصیدیم مدیر امد منو با بچه ها گروه رو برد دفتر!هرچیز میگفت من جواب دهن پر کن میدادم!عصابش خورد شد منو از دفترم بیرون کرد،از اون به بعد با من داره،دقیقا زنگ تفریح بعد لباسم رو گیر داد!آخه من هرگز جلیغه نمیپوشم!پیراهنم بیشتر مواقع نمیپوشم!

2xtare baran:

یعنی بی تعارف عاشق وبلاگتم آیدا من و یاده مدرسه میندازه ...اخ گفتی ما همیشه ی خدا میزامون کثیف بود نه این که میز و صندلیا رو تازه خریده بودن خوب مام سال اخری و عزیز کرده مدرسه بودیم اخر زنگ با یه لیوان اب و دستمال کاغذی و پاک کن میوفتادیم تو جون میز و دیوار یادمه اول دبیرستان معلم زبان فارسیمون میخواست امتحان بگیره مام نخونده بودیم کل نیمکت و پر کردیم زنگ خورد معلممون اومد تو کلاس گفت برگه درارین خودشم پاشد گفت اول وسایلتون و جمع کنید رو میزاتون و ببینم ما رو میگی همچین پریدیم رو میزا شروع کردیم پاک کردن که به غلط کردن افتادیم ولی به قول خودت توبه گرگ مرگه :)
چه قدر حرف زدم :)


reyhane:

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخعلی با حاااااااااااااااااال بود هههههههه بیچاره دوس پسر دوستت یبارم دوس پسر دوستم اومده بود ببینتش در مدرسه باز کلاس ماهم روبه رویه در مدرسست بعد اومد ماهمش کلمونو میکردیم بیرون ببینیم ههههه دوستم پاشد رفت گفت خانوم دلمون خیلی درد میکنه میخوام برم بیرون بعدش رفت بیرون جولو در مدرسه مستخدم مدرسمونم انقد بهش لطف داشت فرستادشون دفتر ولی معاونه پایه بود هیچی نگفت دمش گرم ولی معلمه شیمیمون بیچارش کرد


پ.ن:حال کردین؟نظر یادتون نره.......بازم شیطونیاتونو بزارین منم 100*100 میزارم تا همه حال کنن

پست بعدیم ایشالا مشخصات خودمو میزارم

عید سعید غدیر خم مبارک

فدای همتون فعلا باااااااااااااااااااااای



سماق



ساخت فلش مدیا پلیر
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic