تبلیغات
❤❤ بوسه روی ماه❤❤ - بازم اخراج نشدیم
تاریخ : چهارشنبه 27 دی 1391 | 10:06 ب.ظ | نویسنده : ayda
بهترین سلام تقدیم به کسی که معرفتش دریاست و همیشه به یاد ماست
با معرفت خوشی؟!چه خبرا؟!آاستفهام انکاریه ها)من همیشه تو همه ی پستام این سوالو میپرسم ولی نمیدونم چرا کسی جوابشو نمیده
جاتون خالی این هفته کلا هفته ی خوب و پر خطری بود....کلی بهمون خش گذشت.....از بس دبیرامونو کفری کردیم که فکر نمیکردم آخر هفته اخراج نشده برگردیم خونه......حالا یکی از دبیرامونو از بس دغ دادیم قهر کرد رفت(ههههههههههههه)


صبح رفتیم پیش بابای مدرسه گفتیم بره از بیرون مدرسه واسمون کافی میکس بگیره بیاره.....اومده میگه:چی چی بگیرم؟!کافی نت؟!(نههههههههه گیم نت بگیر)
گفتیم نه ک ا ف ی م ی ک س همون قهوه آماده......برگشته میگه آهان از این کتابفروشی بغل مدرسه بگیرم دیگه..........
میگم یعنی آلود گی هوا تا این حد اثر منفی داره؟1خداجون قربونت برم نه اینکه خوب بودن بدتر هم شدن!!!!!!!!!!!!!هعییییییی

.........................................................
امروز زنگ آخر بازم دبیر زبان فارسیمون(الهی قربون جنبه ی درونیش بشم.)اومد.......بعد کلی وقت گذرونی قرار شد که 1 درس بهمون تدریس کنه بعد بشینیم با هم فک بزنیم به شرطی که ساکت باشیمو به درس گوش بدیم.....مام با کمال کم رویی گفتیم چششششششششششششم(دروغ که حناق نیست)

تدریس شروع شد...وسطای درس دیدیم معلممون هنگید..."فلانی پاشو آدامستو بنداز بیرون"(با یکی از دوستامون بود)....از جام پاشدمو گفتم بچه ها پاشین بریم...تو جیبم 1 بسته ادامس برا روز مبادا یعنی این روزا نگه داشته بودم.....درآوردمو بین بچه ها جلو چشم معلم پخش کردم....هرکی پا میشد آدامسو میزاشت دهنش 1 فک میجویید بعد مینداخت آشغال....بیشتر از نصف کلاس همین کارو انجام دادن....دبیرمون بیچاره هاج و واج با تمام قدرت عاجزانه منو نگاه میکرد(دلم براش کباب غاز شد)
منم که دیگه از خنده غش کرده بودم بیشتر حرصش میداد.....

بعده این ماجرا یکی از دوستامونو از مدیریت صدا کردن...پاشد رفت....برگشتنی وقتی درو باز کرد یکی از بچه های ردیف آخر با صدای بلند گفت برپااااااااااااااااااااا
همه باهم پاشدیم وقتی اون نشست سر جاش مام نشستیم

بعهده اونا معلممون راجع به درسمون 1 کلمه گفت....گفت باید بخشش کنین این کلمه رو(کلمه ی هنرستان)شروع کردیم به بخش کردن این کلمه:
" ه/ن/ر/س/ت/ا/ن   ج ب م  خ  د  ل .........
این درست شکل معلممونه

با هر پارازیتی که من مینداختم بچه ها میخندیدن.......منم با وجود ترسیدن بازم کوتاه نمیومدمو ادامه میدادم....از نگاه های معلم فهمیدم که الانه که بگه ایدا بیروووووووووووووووووووووووووووووووووون(آخ که چه حلی میدهههههههههههه)
هنوز درس تموم نشده بود که یکی از بچه ها پچ پچ میکرد....."عاطفه فلانی* ؟"(دبیرمون بود).......اونم گفت بله....منم گفتم به بخش اتاق عمل

کلا تو مدرسه معروف شدیم.....متخصص دغ دادن...حرص دادن داخلی...تو این امر بچه هارو اغفال میکنم....اونروز یکی از کلاسای حسابداریمونو اغفال کردم....اونام رفته بودن درست تو درس ریاضی اغفال شده بودن...معلم ریاضی هم قهر کرده بود...رفته بود...تا 3 جلسه کلاسشون نمیاد


اوف اوف.....زیاد حرفبخشید اگه سرتونو به درد آوردم
راستی نظرسنجی جدید یادتون نره
مواظب خودتون باشین
بای بای بای




نمایش نظرات 1 تا 30

سماق



ساخت فلش مدیا پلیر