تبلیغات
❤❤ بوسه روی ماه❤❤ - رسم....
تاریخ : دوشنبه 7 فروردین 1391 | 11:48 ب.ظ | نویسنده : ayda

همه ی مستی من آیه ی تاریکیست

که تو را در خود تکرار کنان

به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد

من در این آیه تو را آه کشیدم،آه..

من در این آیه تو را به درخت و آب و آتش پیوند زدم

زند گی شاید یک خیابان دراز است

که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد

زندگی شاید ریسمانیست...

که مردی با آن خود را از شاخه می آویزد

زندگی شاید طفلیست که از مدرسه برمیگردد

زندگی شاید افروختن سیگاری باشد

در فاصله رخوتناک دو هم آغوشی

یانگاه گیج رهگذری باشد که کلاه از سر بر میدارد

و به یک رهگذری دیگر

با لبخندی بی معنی میگوید:

"صبح بخیر"

زندگی شاید آن لحظه ی مسدودیست

که نگاه من در نی نی چشمان تو،خود را

ویران میسازد...

و در این حسی است..

که من آنرا با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آویخت

در اتاقی که به اندازه ی یک تنهاییست

دل من....

که به اندازه ی یک عشق است

به بهانه های ساده ی خوشبختی خود مینگرد

به زوال زیبای گل ها در گلدان

به نهالی که تو در باغچه ی خانه مان کاشتی

و به  آواز قناری ها....

که به اندازه ی یک پنجره میخوانند

سهم من این است

سهم من این است

سهم من....آسمانیست

که آویختن پرده ای آن را از من میگیرد

آه سهم من پایین رفتن از یک پله متروکست

و به چیزی در پوسیدگی غربت و اصل گشتن

سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست

و در اندوه صدایی جان دادن که به من میگوید:

"دستهایت را دوست میدارم"

دست هایم را در باغچه ای میکارم

سبز خواهم شد،میدانم،میدانم...

و و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم...

تخم خواهن گذاشت

گوشواری به دو گوشم می آویزم

از دو گیلاس سرخ همزاد

و به ناخن هایم...

برگ گل کوکب می چسبانم

کوچه ای هست که در آنجا

پسرانی که به من عاشق بودند،هنوز

با همان موهای درهم و گردن های

باریک و پاهای لاغر...

به تبسم های معصوم دخترکی  می اندیشند

که یک شب او را باد با خود برد

کوچه ای هست که قلب من آن را

از محله های کودکیم دزدیده است

سفر حجمی در خط زمان

و به حجمی خط خشک زمان را آبستن کرد

حجمی از تصویر آگاه

که ز مهمانی یک آینه برمیگردد

و بدینسان است که کسی میمیرد

و کسی میماند.....!

هیچ صیادی در جودی حقیری که به گودالی میریزد...

مرواریدی صید نخواهد کرد

من....

پری کوچک غمگینی را

میشناسم که در اقیانوسی

مسکن دارد

و دلش را

یک نی لبک چوبین

مینوازد،آرام،آرام،....

پری کوچک غمگینی

که شب از یک بوسه میمیرد

و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد



سماق



ساخت فلش مدیا پلیر